کاپی رایتینگ: محصول اتاق خبر

کاپی رایتینگ: محصول اتاق خبر


کاپی رایتینگ: محصول اتاق خبر

2x
1.5x
1x
0.5x
00:00
00:00


کاپی رایتینگ: محصول اتاق خبر

  • کاپی رایتینگ اصلاً از کجا آمده است؟
  • آیا نویسندگان کتاب‌ها نیز کاپی رایتر هستند؟
  • کدام‌یک از آن‌ها را می‌توان در این دسته‌بندی جای داد؟

در این مطلب قصد دارم به این سؤال پاسخ دهم که کدام نویسندگان «کاپی رایتر» به حساب می‌آیند و کدام‌یک در این تعریف نمی‌گنجند.


این درس از فهرست درس‌های دوره رایگان کاپی رایتینگ حذف شده است، اما به‌عنوان یک مقاله مجزا در وبلاگ باقی خواهد ماند.


کتاب داستانی و غیرداستانی

به‌طور کلی، می‌توان تمام کتاب‌های موجود در جهان را به دو دسته اصلی تقسیم کرد:

  1. کتاب‌های داستانی و تخیلی (Fiction)
  2. کتاب‌های غیرداستانی (Non-fiction)

تفاوت این دو دسته کاملاً مشخص است:

  • دسته‌بندی Fiction برای داستان، رمان و شعر به کار می‌رود.
  • دسته‌بندی Non-fiction به کتاب‌هایی اختصاص دارد که ماهیت داستانی ندارند. مشهورترین نمونه‌های این دسته برای ما، کتاب‌های مرتبط با موضوعاتی نظیر بازاریابی، فروش، منابع انسانی، آموزش زبان‌های خارجی، مدیریت زمان و… هستند.

بنابراین، اگر بخواهیم کتاب‌ها را دسته‌بندی کنیم، می‌توان با تقریبی مناسب ادعا کرد که نویسندگان اکثر کتاب‌های غیرداستانی، کاپی رایتر هستند؛ اما اکثر نویسندگان کتاب‌های داستانی، کاپی رایتر به شمار نمی‌روند.

البته این صرفاً یک تقریب است و قطعیت کامل ندارد؛ زیرا نویسندگان داستانی بسیاری وجود دارند که پیش از ورود به دنیای ادبیات، کاپی رایتر بوده‌اند.

تعریف کاپی

در مقام قضاوت اینکه کدام نویسنده قبلا کاپی رایتر بوده یا نه، برای اینکه بتوانیم دقیق‌تر اظهارنظر کنیم، بهتر است ابتدا نگاهی به معنای خودِ واژه «کاپی رایتر» (Copywriter) بیندازیم.

کاپی رایتر یعنی نویسنده‌‌ی «کاپی»!
اما «کاپی» (Copy) به چه معناست؟

در روزگاران خوب گذشته، به عنوان و تیتر مقالات روزنامه‌ها و مجلات «کاپی» گفته می‌شد؛ تیتری که باید آن‌قدر جذاب می‌بود تا مردمی که از کنار کیوسک روزنامه‌فروشی رد می‌شدند، با یک نگاه ترغیب شوند که بایستند و آن روزنامه را بخرند. پس می‌توان گفت که کاپی رایتر در اصل به «تیترنویس» گفته می‌شد.

آن اوایل، کار کاپی رایترها فقط نوشتن تیترهای اصلی روزنامه‌ها و مجلات بود. اما با پیشرفت دنیای خبرنگاری، این نوع خاص از نوشتن طرفداران بیشتری پیدا کرد و آرام‌آرام به بخش‌های دیگر نوشته‌ها و مقالات نیز نفوذ کرد؛ به‌طوری که پس از چند سال، خودِ کاپی رایترها متن اصلی مقالات را هم می‌نوشتند.

چرا این اتفاق افتاد؟
چون خوانندگان و مخاطبان با این سبک راحت‌تر بودند.

اما چرا راحت‌تر بودند؟
چون این نوشته‌ها:

  • شفافیت بیشتری داشتند؛
  • خواندنی‌تر بودند؛
  • و سریع‌تر هضم می‌شدند.

وقتی متنی شفاف‌تر و ساده‌تر باشد، انرژی و زمان مخاطب را ذخیره می‌کند. انسان قرن ۲۱ به هیچ‌چیز بیش از ذخیره زمان و انرژی محتاج نیست؛ در نتیجه، از هر چیزی که زمانش را ذخیره کند، به‌شدت استقبال می‌کند.

پس در حقیقت، کاپی رایتینگ محصول اتاق خبر است.

داستان‌نویس‌های کاپی رایتر

برگردیم به یکی از ادعاهای قبلی‌مان:

«نویسندگان کتاب‌های داستانی زیادی وجود دارند که قبلاً کاپی رایتر بوده‌اند.»

بسیاری از نویسندگان معروف دنیا، کار خود را با کاپی رایتینگ، تیترنویسی، تبلیغ‌نویسی و ستون‌نویسی آغاز کردند اما در نهایت سر از دنیای رمان، فیلم‌نامه و نمایش‌نامه درآوردند. بنابراین، موضوع کتاب یا تخصص نویسنده نیست که تعیین می‌کند او کاپی رایتر است یا خیر.

نکته جالب اینجاست: نویسندگانِ داستانی (Fiction) که سابقه کاپی رایتینگ دارند، داستان‌هایشان را هم با شیوه‌ای نزدیک به اصول کاپی رایتینگ می‌نویسند. اگر خودت تجربه کاپی رایتینگ داشته باشی، هنگام مطالعه این کتاب‌ها به‌وضوح متوجه می‌شوی که آیا نویسنده سابقه این حرفه را داشته است یا نه.

اکنون این سؤال پیش می‌آید: «چطور می‌توان این موضوع را تشخیص داد؟»

مگر چه نشانه‌هایی در نوشته‌های یک کاپی رایتر وجود دارد که بقیه هم‌صنفانش متوجه آن می‌شوند؟

این سؤالی بسیار کلیدی است؛ آن‌قدر جذاب که پست بعدی را به‌طور کامل به همین موضوع اختصاص خواهیم داد.

برای یک نفر بفرست

برای اشتراک‌گذاری روی دکمه مد نظرت بزن

اینجاها کانال دارم

به ترتیب تعداد اعضا (از راست به چپ)

پیشنهاد مطالعه بیش‌تر

فاطمه نصیری
1405/02/01
پاسخ دادن

مگه روزا هم بیداری فکر میکردم فقط شبا پیدات میشه

رضا اسماعیلی
1405/02/02
پاسخ دادن

به فصلش بستگی داره!

ثبت دیدگاه

RezaTalks 2026
keyboard_arrow_up