هوش مصنوعی: دوست یا دشمن کاپی رایترها؟
این بار دیگه فرق داره؛ نان خیلیها آجر میشود
ترس مشترک کاپی رایترها
این عقیدهی بسیاری از تازهواردان به دنیای تولید محتواست:
هوش مصنوعی اینقدر خوب مینویسد که هر روز نیاز به نویسندگان «کمتر و کمتر» خواهد شد.
واقعیت:
هوش مصنوعی اینقدر خوب مینویسد که هر روز نیاز به نویسندگان «بیشتر و بیشتر» خواهد شد.
—
افزایش امکانات تولید انبوه: فرصت/تهدید؟
سری بزنیم به اوایل دوران انقلاب صنعتی:
فرض: قبل از انقلاب صنعتی و ابداع ماشینآلات کشاورزی، فرضاً 20% از مردم بصورت مستقیم درگیر کارهای کشاورزی بودند و 80% فقط مصرفکننده.
(اعداد این فرض، کاملاً شانسی و برای مثالاند)
با ابداع ماشینآلات کشاورزی، اوایل اینطور به نظر میرسید که این ماشینآلات قرار است نان کشاورزان را آجر کند: حالا فقط 5 نفر با کمک ماشینآلات میتواند کار همان 20 نفر را انجام دهند. در نتیجه 15 نفر بیکار میشوند.
—
اما در واقعیت چه اتفاقی افتاد؟
یک بخش این پیشبینی درست بود: حالا برای کشت یک هکتار گندم، بجای گروههای 20 نفره، همان 5 نفر بعلاوه ماشینآلات جدید کافی بودند.
اما با این تفاوت بزرگ که حالا این 20 نفر، به 4 گروه 5 نفره مختلف تقسیم، و مشغول به کار روی 4 زمین 1 هکتاری متفاوت میشدند.
نتیجه؟
نتیجه این شد که تولید گندم 4 برابر شد.
نتیجه این شد که حالا مساله فقط این نبود که «یک محصولی تولید کنم»؛ بلکه مساله این شد که «با چه کیفیتی تولید کنم؟».
آن 15 نفر خدم و حشم، که به ظاهر باید بیکار میشدند، حالا تبدیل شده بودند به انباردار، سردخانهدار، دفتردار، بنکدار، تاجر، فروشنده، مکانیک ماشینآلات، سوخترسان، و دهها شغل دیگر که تا قبل از تولید انبوه گندم اساساً وجود خارجی نداشتند.
و جالبتر اینکه با گذشت زمان، رقابت بر سر کیفیت، دیگر فقط محدود به گندم نمیشد؛ بلکه به تمام مشاغل ثانویهای که به وجود آمده بود هم سرایت کرد.
حالا انبارداری و سردخانهداری و فروشندگی هم هر روز رقابتیتر میشد.
–
اگر مثال کشاورزی و ظهور ماشینآلات صنعتی را خیلی دور و پرت میدانید، توجه شما را به یک مثال جدیدتر جلب میکنم: ظهور شبکههای اجتماعی.
—
ظهور شبکههای اجتماعی
خوب یادم است، اوایل فیسبوک و قبل از آن Myspace، قشر مترقی جامعه (بخوانید: پروگرسیو) همه جا را پر کرده بودند که: «دوران معاشرتهای سنتی دیگه داره تموم میشه!» — اساساً اعتقاد بر این بود که به زودی قرار است ما تبدیل به موجوداتی بسیار اجتماعیتر و در دسترستر از گذشته بشویم.
بعدها که اینستاگرام و تلگرام و واتسپ آمد، علیالخصوص وقتی که تماس تصویری راهاندازی شد، که دیگر واویلا!
همه از لذت بیحد و حصرِ آسانی تماس تصویری و تماشای روی ماه اطرافیان در هر لحظه از شبانهروز و در هر نقطه از دنیا صحبت میکردند!
–
اما در نهایت چه شد؟!
بجز این است که نونهالان (بخوانید: تینیجرها) در بخش Bio اینستاگرام خود مینویسند:
PV = Block
Only friends and family
و در بخش بایو واتسپ که در دسترس همان فرندز و فامیلی است، مرقوم میدارند:
No calls, text only.
(البته بدون ویرگول و نقطه)
و حتی والدین آنها هم برای برقراری یک تماس با آنها باید از 2 هفته قبل وقت بگیرند.
–
این که دیگر کشاورزی و تراکتور و کمباین نیست؛ ارتباطات و اینترنت و سوشال مدیاست.
مگر قرار نبود که ما به انسانهای اجتماعیتری تبدیل بشویم؟ شدیم؟
—
«این بار دیگه فرق داره؛ نان خیلیها آجر میشود»
خیلیها بعد از شنیدن 2 مثال بالا باز هم میگویند:
«داستان تولید محتوا و هوش مصنوعی یک چیز دیگر است. محصول نهایی صنعت تولید محتوا، محتواست، کلمات است. هوش مصنوعی هم این توانایی را دارد که این محصول نهایی را بدون کم و کسر به تنهایی تولید کند. این را دیگر نمیشود با ظهور سوشال مدیا قیاس کرد.»
–
بله! همیشه همینطور است که ما فکر میکنیم «این بار فرق دارد..!».
–
همانطور که میگفتیم ظهور سوشال مدیا را نمیشود با ظهور ماشینآلات کشاورزی قیاس کرد…
حالا که اینطور شد، اجازه بدهید کمی هم به خودِ خودِ دنیای تولید محتوا بپردازیم.
—
خودِ خودِ دنیای تولید محتوا
در آغاز اینترنت نبود.
علم بود؛ متخصص بود؛ اما دانش تخصصی، همگانی نبود.
به مرور اینترنت پدید آمد. سپس گوگل. سپس وبلاگ. و از پس همه آنها مقالات SEO.
آهسته آهسته که تعداد سایتها زیاد شدند، محتواهای تخصصی بیشتری در قالب مقالات قابل جستجو در اختیار عموم قرار میگرفت.
حالا تو میتوانستی درباره هر بیماری یا هر رژیم غذایی، با فشردن چند دکمه، به دنیایی از اطلاعات تخصصی دست پیدا کنی.
–
اما نتیجه نهایی چه شد؟
- آیا سطح سلامت عمومی مردم افزایش پیدا کرد یا کاهش؟
- آیا نیاز به دکترهای متخصص کمتر شد یا بیشتر؟
- آیا دکترها بیکار شدند؟
- آیا داروخانهها تعطیل شدند؟
- آیا شرکتهای دارویی ورشکست شدند؟
دقیقاً!
—
استانداردهای جدید تولید محتوا
درباره هر موضوعی که دوست دارید در گوگل جستجو کنید. انبوهی از مقالات وجود دارد که تعداد زیادی از آنها بسیار هم خوب نوشته شدهاند.
مثلا اگر درباره «طریقه دمآوری قهوه» جستجو کنید، قطعا امروز به نتایج بسیار بهتری میرسید تا زمانی که مجبور بودید در دورهمیها و مهمانیها از افراد نامربوط این اطلاعات را کسب کنید.
–
قبل از هوش مصنوعی چطور بود؟
این مقالات توسط تولیدکنندگان محتوا نوشته میشد و در بخش وبلاگ سایتهای فروش قهوه و ادوات قهوه قرار میگرفت. یک استاندارد وجود داشت که باید نویسنده محتوا آن را رعایت میکرد و مقاله خود را به آن حد نصاب کیفی مورد نظر میرساند.
–
بعد از هوش مصنوعی چه میشود؟
همان کاسه و همان آش، فقط سطح استاندارد بالاتر میرود. اینبار تمام سایتهای صفحه اول گوگل باید بتوانند حداقل به خوبی «بهترین مقالهای که ChatGPT میتواند بنویسد» بنویسند؛ و رقابت تازه در این سطح استاندارد جدید شروع میشود.
حالا رقابت جدید اینطور تعریف میشود که:
«چه کسی میتواند بهتر از هوش مصنوعی بنویسد؟»
–
تازه بازی شروع شده است!
تا دیروز 20 نفر روی یک هکتار کار میکردند؛ حالا همین 20 نفر میروند و روی 4 هکتار کار میکنند.
حالا مساله این است که چه کسی:
- گندم رقابتیتری تولید میکند؟
- هوای مشتری را بیشتر دارد؟
- سریعتر و ارزانتر تحویل میدهد؟
- کیفیت گندمش همیشه ثابت و قابل اطمینان است؟
- ارگانیک میکارد؟
- به حیوانات صدمه نمیزند؟
- به دیگران هم خیر میرساند؟
- در بحرانها و خشکسالیها هوای قبیلهاش را دارد؟
- پشت کاشت گندم و جو، داستانی برای تعریف کردن دارد؟
- هم برای این دنیا میکارد و هم برای آن یکی؟
—
بندی برای همقطاران
ای نویسندگان!
ای سواران بر قطار محتوا!
ای که تازه میخواهید سوار بر این قطار شوید!
بازی تولید محتوا تازه شروع شده است.
هوش مصنوعی دوست ماست، همکار ماست.
رفیق است؛ رقیب نیست!
—
*پایان مطلب*




دقیقا کارها تخصصی تر و همه دنبال کار خوب
درود و احترام.
سپاسگزارم از شما.
خستم رضا تاکس
دوست داشتم تا تهش بخونم ولی حوصلم نمیاد
خسته دلان را چاره چیست؟
خیلی متاسفم که این احساس رو داری...
نمیدونم واقعا.