اما من اصلاً حوصله نویسندگی ندارم!
هیچ کس ندارد؛ خیالت راحت!
این یک میاندرس است.
تبریک میگویم تا اینجای درسها را با من پیش آمدهای.
ممکن است با مطالعه درسهای اخیر به این نتیجه رسیده باشی که «من استعدادش را ندارم».
اگر نبض چنین طرز تفکری در ذهنت حتی به شکلی ضعیف میزند، ۲ پاسخ برایت دارم:
—
پاسخ اول- هیچکس استعداد نوشتن ندارد
نادر پیش میآید کسی در روزهای اول نوشتن، به این نتیجه برسد که یک نابغه نویسندگی است.
رابرت بنچلی، نویسنده و طنزپرداز معروف، یک جمله معروف دارد که میگوید:
«پانزده سال طول کشید تا بفهمم استعداد نوشتن ندارم، ولی دیگر نتوانستم نویسندگی را رها کنم چون بیش از حد معروف شده بودم!»
—
توهم استعداد (اثر دانینگ-کروگر)
اگر کسی هم در چند ماه اول به این نتیجه برسد که یک نابغه نویسندگی است، به احتمال خیلی زیاد از همان اثر دانینگ-کروگر معروف میآید.
همان که، ما در شروع یادگیری مهارتهای جدید، بعد از بهدست آوردن چند خروجی محدود، فکر میکنیم که به تمام آن مهارت اشراف پیدا کردهایم.
این پاسخ اول بود، اما یک پاسخ دوم خیلی مهمتر برایت دارم؛ پاسخی که بیشتر به دنیای کاپی رایتینگ مربوط میشود تا کل دنیای نویسندگی.
—
پاسخ دوم- کاپی رایترها الزاماً نویسندههای خوبی نیستند.
کپیرایترهای زیادی را میتوانی پیدا کنی که تجربه چندانی در نویسندگی ندارند، بهخصوص آنهایی که کار تبلیغات انجام میدهند.
خود من شخصاً، تبلیغنویسهای بسیار خوبی را میشناسم که هیچ تجربه مشخصی در نویسندگی ندارند. بلکه شاخصترین مهارت آنها درک نیاز بازار و همینطور درک زبان مشترک با مشتریان است.
—
بهعنوان مثال: آن دسته از تبلیغنویسهایی که روزگاری از تیم فروش کارشان را شروع کردهاند
این عزیزان همکار، آنقدر با مخاطبان و مشتریان مختلف صحبت کردهاند که خیلی خوب میتوانند تشخیص بدهند که کدام پیام تبلیغاتی با مخاطب ارتباط برقرار میکند و کدام پیامی اصلاً جواب نمیدهد.
—
بنابراین مسیر کاپی رایتینگ الزاماً یک مسیر منحصربهفرد برای نویسندگان نیست.
کاپی رایتینگ کاربردهای مختلفی دارد و فقط بهمرور و با تمرین میتوانی جایگاه خودت را در این دنیا پیدا کنی.
*پایان مطلب*




ثبت دیدگاه